هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 1)

اولین قسمت از بیانات ارزشمند حجت الاسلام سید علیرضا تراشیون با موضوع «هنر بهتر زیستن»

هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 1)

در این بخش از ضیاءالصالحین، اولین بخش از بیانات ارزشمند حجت الاسلام سید علیرضا تراشیون را با عنوان «هنر بهتر زیستن» به مدت 38 دقیقه با مخاطبان عزیز به اشتراک می گذاریم.

هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 1)

متن بخش اول سلسله مباحث هنر بهتر زیستن / استاد تراشیون

خانه و خانواده یک سکوی پرش برای بندگی است. و ما باید این باور را داشته باشیم که خانواده یک نهاد مقدسی است که اسلام عزیز هم به آن تقدس داده است. یعنی به عنوان یک کانون بسیار مهم و محوری در نظام فکری اسلام از آن یاد می کنند. و هر چه استحکام آن، همگرایی آن، همسویی آن بیشتر باشد نتایج و ثمرات خیلی بهتری را هم خواهد داشت. اگر ما دنبال یک جامعه مطلوب هستیم، یک جهان مطلوب هستیم چاره ای جزء این نداریم که به خانواده به عنوان یک سلول مهمی که تشکیل دهنده همه این هستی است یا بهتر است بگوییم این جهان است و ما کارکردهایی را از آن می خواهیم بپردازیم. و هر چه خانواده تضعیف شود شما این را مطمئن باشید که ابعاد دیگر جوامع بشری هم تضعیف می شود. ما حتی می توانیم خیلی راحت معادله تشکیل دهیم. یعنی اگر شما یک جامعه پر آسیبی را دیدید شک نکنید که خانواده آن جا ضعیف شده است. اگر یک جامعه ای را قوی، قدرتمند، پرشور، پرنشاط، تعبدی، در مسیر خدا دارد گام بر می دارد باز باید ببینیم آن جا خانواده، خانواده قوی ای هست. نکته دوم این است که امروز اتفاقاً خانواده دچار یک تزلزل ها و آسیب هایی دارد می شود. حالا چرا دارد می شود؟ آیا زن و مردهای ما مشکل دارند؟ می گوییم نه. وقتی نگاه می کنید می بینید خانم ها و آقایان، خانم ها و آقایان خوبی هستند ولی آن چه که مهم است ما آماده برای یک زندگی مشترک که بتوانیم در کنار همدیگر یک عملکرد مفیدی را داشته باشیم شاید این آموزش ها و مهارت ها را جایی به ما یاد ندادند. جاده چالوس یک جاده بسیار زیبا ولی پر پیچ و خم است. شما ببینید اگر بهترین جوان را اول این جاده ببریم، بهترین ماشین را هم به او بدهیم، به او بگوییم از این جاده بالا برو، ولی رانندگی بلد نباشد، مهارت آن را نداند، چه اتفاقی می افتد؟ این به اولین پیچ این جاده نرسیده به کوه می زند، یا ته دره می رود یا تصادف می کند. این جا جوان خوب بود، ماشین خوب بود، جاده، جاده زیبایی بود، ولی برای پیچیدن آن باید حتماً یک مهارت هایی را می دانست، ولی مهارت را بلد نبود. دقیقاً جاده چالوس جاده زندگی است. هر چه در دنیا شما می خواهید در آن زیبایی ببینید پیچیدگی دارد. اما خود ما انسان ها، اشرف مخلوقات عالم هستیم، پیچیده ترین موجودات عالم هم هستیم. این نمی شود که زیبایی را ما در یک جاده کویری دنبال آن باشیم. این اتفاق دارد می افتد. ما به این جوان های خود این مهارت ها را یاد ندادیم.

من در یکی از دانشگاه ها رفته بودم در جمع اساتید آن دانشگاه گفتم دخترها، پسرها می آیند این جا ۴ ـ ۵ سال کویرشناسی هم می خوانند حالا من یک سؤال دارم، بعد از ۴ ـ ۵ سال که اینها فارغ التحصیلان می شوند یا میان آن ازدواج می کنند یا بعد از آن تشکیل خانواده می دهند، وارد زندگی می شوند اینها کویر را بهتر می شناسند یا همدیگر را بهتر می شناسند؟ آن گفتند بزرگواران گفتند کویر. گفتم خوب طبیعی است ۴ ـ ۵ سال استاد دیدند، درس خواندند، کتاب خواندند، ولی در این دوران دو واحد شوهرداری یا دو واحد زن داری نخواندند. یعنی این اصلاً به صورت طبیعی اتفاق می افتد. یعنی امروز اگر ما در زندگی های خود گاهی اوقات مشکلاتی نداشته باشیم تعجب آور است. چرا؟ دلیل آن این است که این مهارت را هیچ جا به ما یاد ندادند. گاهی اوقات ممکن است تجربی یک سری چیزهایی را از دیگران یاد گرفتیم، اتفاقاً آن جایی که یاد گرفتیم می بینیم یک سری مشکلات دارد حل می شود ولی همه ابعاد را به ما یاد ندادند. به نظر من این چون رویه نبوده است، سنتی نبوده است، الان هم کمتر شده است به خاطر این سرعت تغییر در تکنولوژی ها، مادرهای قدیم وقتی دختر آنها به دنیا می آمد از همان روز تولد به فکر جهیزیه او بودند. یعنی آن جا ریل گذاری می کرد که در موقع آن دختر او بتواند ازدواج کند، سر و سامان بگیرد بالاخره یک جهیزیه داشته باشد. ولی آیا الان این جوری هست که این دغدغه ما باشد؟ هیچ خانواده ای در این سالیانی که ما دیدیم این دغدغه او بوده است که جوری ریل گذاری کنند فرزندان آنها همین جوری که دارند بزرگ می شوند با فوت و فن زندگی در ابعاد مختلف آن آشنا شوند. این را ما باید فرهنگ سازی کنیم. جریان سازی کنیم، اگر نکنیم خصوصاً الان مشکلات ما روز به روز ممکن است عمیق تر بشود. مشکلات ما بیشتر شود. قدیم یک مقدار خویشتن داری ها بیشتر بود. مشکلات در خود محیط خانه اگر هم نمی توانستند حل کنند نگه می داشتند. ولی الان مشکلات را بیرون می ریزند. لذا روز به روز می بینیم که آمار طلاق ما افزایش پیدا می کند. در سال ۹۸ آمار طلاق در کشور ما یک مقدار نگران کننده بود. در سال ۹۸ ما حدود ۵۵۰ هزار ازدواج ثبت شده است در همان سال حدود ۱۷۰ هزار طلاق رخ داده است. یعنی تقریباً یک سوم آمار طلاق ما است. در شهرهای بزرگ بالاخره آمار بیشتر می شود. این نگران کننده است. طلاق این نیست که مهرم را می بخشم جانم آزاد. طلاق آسیب های جدی را وارد می کند خصوصاً اگر پای فرزندی در بین باشد. حتی جالب است آنهایی که در حوزه روانشناختی کار می کنند می گویند آسیبی که طلاق به انسان می رساند حتی رده آن بالاتر از آن آسیبی است که مرگ یکی از بستگان درجه یک به انسان وارد می کند. از قدیم می گویند خاک سرد است. اگر خدایی نکرده آدم یک عزیزی را از دست می دهد به مرور زمان فراموش می شود ولی طلاق نه. طلاق دائم ذهن را درگیر می کند. یعنی هر واکنش محیطی را که انسان می بیند دارد روی آن تأثیر می گذارد. دائم این ذهن انسان درگیر است. این به نظر من یک تکلیف و وظیفه است. یعنی امروز هر کسی قدم در مسیر تقویت خانواده بردارد، در مسیر تشکیل خانواده، در مسیر رفع مشکلات خانواده شک نکنید که دارد عبادت می کند. یعنی این را ما باید باور داشته باشیم. در نقطه مقابل خدای نکرده ما اگر رفتاری، کلامی، نکته ای بگوییم که منجر به آسیب خانواده هم باشد در آن شک نکنید که یک کبیره اخلاقی است. یعنی باید برویم پاسخ دهیم. از ما راحت هم نمی گذرند چون یک حق الناسی را شاید به آن بی توجهی کردیم. نسبت به خانواده باید دقت خود را بالا ببریم. یک وقت می بینید یک نُچ نُچ ما، یک نگاه ما، یک سکوت ما، یک حرف ما ممکن است یک خانواده ای را دچار آسیب و مشکل کند. این جاها است که ما می گوییم این خانواده باید به آن دقت شود و ما این دقت ها را نداریم. دقت نمی کنیم که این کلمات گاهی اوقات روی طرف مقابل بار دارد و اثر می گذارد. این جا است که ما می گوییم که ضرورت دارد به موضوع خانواده به صورت جدی بپردازیم. خانواده خیلی موضوع پیچیده ای هم نیست. این هم نیست که ما فکر کنیم ممکن است از پس آن بر نیاییم. اینها که تازه می روند رانندگی را یاد می گیرند می خواهد دنده را عوض کند به دنده نگاه می کند ولی وقتی رفت و یک مقدار در این وادی قرار گرفت و یک مقدار تمرین کرد یک وقت ها اصلاً متوجه نمی شود که از دنده یک چه موقع دنده پنج رفت. وقتی کسی مهارت را بلد باشد روی دنده ۳ می گذارد و می رود. از آن فضا لذت را می برد. دغدغه او این نیست که از این پیچ چه طور بپیچم. در زندگی هم همین است. اگر بتوانیم این دانش و این مهارت را به مخاطب خود انتقال دهیم قطعاً بدانید مخاطب ما در زندگی خود موفق خواهد بود و از آن لذت می برد. در آیه بیست و یکم سوره روم خداوند متعال برای زندگی مشترک سه تا ویژگی بیان فرمودند. لتسکنوا علیها، موده، رحمه. یعنی زندگی مشترک باید در این فضا قرار بگیرد. یعنی در آن آرامش و دوستی باشد، تبادل عاطفی رخ دهد. نه این که خدای نکرده زندگی معرکه ای برای ناآرامی کردن، جنگیدن، دشمنی کردن، برای تنفر بشود. وقتی ما نابلد باشیم همین است. ما اگر بخواهیم این زندگی را به یک ترازی برسانیم که این آرامش وجود داشته باشد، آن محبت و آن دوستی باشد در اولین گام ما باید بتوانیم یک ارتباط خوبی را با همدیگر برقرار کنیم. مبدأ هر کاری یک ارتباط خوب است. و حتی امروز برخی از کارشناسان یک تعبیری دارند می گویند آن ۷ ـ ۸ ثانیه اول ۷ ـ ۸ ثانیه طلایی است. یک تعبیر دیگر هم ما در حوزه خانواده داریم می گوییم که آن برخوردهای اول، آن نگاه اول، آن کلام اول، همیشه بقیه ارتباط را اینها می سازد. لذا ما باید در زمینه ارتباط در خانواده یک مقدار خود را قوی کنیم و تقویت کنیم و در ارتباط مهمترین ابزار کلام است. لذا می خواهیم در مورد این ارتباط کلامی که می تواند در محیط خانه خیلی آرام بخش باشد صحبت کنیم.

اولین نکته این است که بیش از ۷۰ درصد ارتباطات بین انسان ها به وسیله کلام محقق می شود. یعنی الان بنده این جا سکوت کنم. حضرتعالی هم سکوت کنید، بینندگان هم چیزی نگویند. ارتباط تقریباً قطع است. یعنی ارتباط کلامی است که می تواند روح به ارتباطات بین انسان ها بدهد. مهمترین ابزار ارتباط کلام است. آنهایی هم که از قدرت کلام محروم هستند زبان اشاره را جایگزین زبان کلامی می کنند. این ارتباط لازم است اگر نشد باید سریع یک جایگزینی را برای آن تعریف کرد. یک موقع ارتباط کلامی با نوشتن است. قدیم که فاصله می گرفتند و ابزارها و تکنولوژی های الان هم نبود نامه نگاری می کردند. الان این ارتباطات جدید که با هم چت می کنند اینها هم شکلی از این ارتباط است. ولی هیچ کدام اینها جایگزین ارتباط کلامی نمی شود. این اصلاً یک اتفاق خیلی ویژه است که انسان و در خلقت انسان که خداوند این نعمت را برای انسان ارزانی داده است. وجود مبارک امام زین العابدین علیه السلام شما وقتی به رساله حقوق ایشان هم مراجعه کنید وقتی که حقوق اعضاء و جوارح را حضرت شروع به بیان کردن می کنند باز بیشترین حق را برای زبان قائل هستند. یعنی زبان آن جا هم به عنوان یکی از جوارح مهم انسانی مطرح می شود که حضرت بیشترین حقوق را برای آن مطرح می کنند. نکته دوم این است که زبان خیلی پر آسیب است. شاید یکی از پر آسیب ترین اعضا و جوارح انسان هم باشد و تنوع آسیب های آن هم خیلی زیاد است. یعنی بعضی از اساتید علم اخلاق تا بیش از صد نوع گناه کبیره را برای زبان می شمرند. یعنی این زبان می تواند این قدر تنوع در گناه داشته باشد. لذا وقتی می گوییم ارتباط کلامی پر آسیب است این یعنی دقت باید زیاد شود. این که حضرت فرمودند انسان عاقل، انسان هوشمند، انسان زیرک کسی است که زبان او در پس عقل او است. می اندیشد و می گوید، دلیل آن همین است چون اگر نیندیشید و بگویید ممکن است یک جایی اشتباه کنید و دیگر نتوانید جبران کنید. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند کلام تا در لهوف و دهان تو است در اختیار تو است وقتی که خارج شد دیگر از مدیریت تو خارج می شود در جای خودش می رود و می نشیند. دیگر نمی توانید آن را برگردانید. در خانواده همین است. کلام را باید خیلی مراقبت کرد، خصوصاً زن و شوهر. ما گاهی اوقات فکر می کنیم چون زن و شوهر کنار همدیگر هستند و برای همدیگر خیلی ندار شدند حق دارند هر چیزی به هم بگویند. اتفاقاً می گوییم نه، حقوق زن و شوهر شاید از حقوق خیلی های دیگر بیشتر باشد. ما باید بیشتر مراقبت کنیم. یک جمله ممکن است یک تأثیری بگذارد که شما به راحتی نتوانید آن را جبران کنید. ما باید خیلی دقت کنیم که چه می گوییم. زن و شوهر که باید صمیمی ترین افراد کنار همدیگر باشند باید خیلی مراقب زبان باشند. زبان پر آسیب است و عمق آسیب آن هم زیاد است. بعضی بینندگان ممکن است بگویند ما زخم خورده زبان همدیگر هستیم اینها دیگر جبران نمی شود؟ می گوییم چرا جبران هایی دارد که بعداً عنوان خواهیم کرد.

مؤثرترین عضو هم زبان است. یعنی گاهی اوقات شما دارایی زیادی داشته باشید، امکانات زیادی داشته باشید، کلام خوبی نداشته باشید، زندگی شما خیلی زندگی دلنشینی نمی شود. ولی یک موقع هیچی نداشته باشید این زبان را داشته باشید. در نقلی داریم که حضرت آدم وقتی حضرت حوا آفریده شد اولین گفتگویی که بین اینها رخ داد حضرت آدم رو به خدا کرد گفت این خیلی لطیف سخن می گوید. اولین چیزی بود که دریافت کرد و تأثیر هم گذاشت. لتسکنوا علیها، قرار بود همین جا اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد. این ارتباط کلامی که با حضرت حوا اتفاق افتاد آن آرامش را به حضرت آدم داد. یعنی کلام خیلی مؤثر است. نبی مکرم اسلام وقتی ویژگی های یک مرد موفق را برشمردند یک جا می فرمایند «النقی الطرفی» مرد باید دو تا پاکی داشته باشد. یکی پاکی نگاه، یکی پاکی کلام نسبت به همسرش. یعنی باید زیبا صحبت کند، قشنگ با همسرش صحبت کند. چون بداند در ارتباطات کلام اثر می گذارد. ما در تعابیر خودمان این را معمولاً می گوییم. می گوییم آقایان به این توجه کنید، راه نفوذ به قلب همسرتان گوش او است. یعنی این کانال، کانال ورود به قلب است. اگر می خواهید تسخیر کنید راهی جزء این ندارید. باید با همسر خود قشنگ و زیبا صحبت کنید. و اگر خدای نکرده این اتفاق نیفتد قطعاً آسیب می بینید. گاهی اوقات دل من به حال برخی از آقایان می سوزد، این مرد از شب تا صبح، از صبح تا شب دارد زحمت می کشد که زندگی را جمع کند، جوانی خود را پای این زندگی گذاشته است ولی خانم او که می آید از او ناراضی است. ته آن را که در می آوریم می بینیم آقا سر و زبان خوبی ندارد. بددهنی می کند. یعنی همه این زحمات نادیده گرفته می شود به خاطر این که این کلام، کلام زیبا و شیرین و شیوایی برای همسرش نیست. این ابزار تأثیرگذار است و لذا همه انبیاء و اولیاء الهی از کلام شیوایی برای تأثیرگذاری و هدایت انسان ها و همراه کردن آنها برخوردار بودند. لذا در زندگی مشترک هم باید همین باشد. من یک مقدار مهارتی تر و ریزتر کنیم. گاهی اوقات من نمی دونم ما چرا سختمان است برخی جملات را بگوییم. در حالی که اینها خیلی اثر دارد. مثلاً آقا صبح می خواهد از خانه بیرون برود حالا خانم در خانه نیاز به این دارد که یک انرژی داشته باشد الان هم در این ایام که بچه ها هم درس و مشق های آنها همه با مادرها است، بالاخره باید حوصله داشته باشد، یک جمله می تواند همسرش را کاملاً پای کار بیاورد. کار را انجام بدهد. به او انرژی بدهد و انرژی بگیرد، بگوید خانم خیلی خوشحال هستم شما را دارم. واقعاً اثرات عمیقی می گذارد. این که وجود مبارک نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند وقتی مرد به زنش می گوید دوستت دارم از قلبش زایل نمی شود. این که دائم ما فقط بگوییم دوستت داریم یعنی یک باور است. این ابراز را داشته باش. ابراز علاقه را به همسر خود داشته باش. این را وقتی به او می گویید به او دارید امید به زندگی می دهید. اگر ما این باور را داشته باشیم که این ورود گوش است باید بدانیم که چه طور ارتباط برقرار کنیم. در نقطه مقابل زن هم همین طور. یعنی بانوان وقتی با همسر خود صحبت می کنند بدانند که تأثیرگذارترین آن شیوه ارتباطی، همین ارتباط کلامی با همسرش است. خانمی که بتواند خوب صحبت کند و خوب با شوهر خود حرف بزند واقعاً فضای زندگی را برای او مثل بهشت می کند. زندگی را زیبا می کند. ما روایت هم داریم. گاهی اوقات این تعابیر را که من به کار می برم منشأ آن یک روایت است. وجود مبارک نبی مکرم اسلام دارند که حضرت فرمودند مرد بدبخت سه تا آسیب می بیند ۱ ـ یک کارفرمای ظالم داشته باشد، ۲ ـ همسایه بد و ۳ ـ زن بددهان.

زن شیرین زبان اثرات خوبی را هم روی همسر می گذارد. مردی که زبان و کلام خوبی دارد همسرش همراه خوبی خواهد بود با او. گاهی اوقات آدم می بیند خانم همه کمالات را دارد سر و زبان خوبی ندارد. یک زوجی آمدند پیش من، خانم خیلی ناراحت بود، می گفت آقای تراشیون اخیراً متوجه شدم همسرم با یک خانمی در ارتباط است. من رفتم آن خانم را پیدا کردم با او صحبت کردم ولی در پایان صحبت خود گفت حاج آقا من از این همسرم متعجب هستم. گفتم همسر من رفته است سراغ خانمی که ۱۲ ـ ۱۳ سال از او بزرگتر است. ریخت و قیافه هم نداشت، پول هم نداشت. من نمی دانم به چه چیز او دل خود را خوش کرده بود؟ گفتم واقعاً نمی دانید؟ یک مقدار تأمل کرد و گفت حاج آقا این مارمولک یک سر و زبانی داشت. یعنی هیچی ندارد، سر و زبان دارد. یک دفعه خانم همه کمالات را دارد ولی زبان او یا سرد است یا تند است یا تیز است یعنی این ارتباط را نمی تواند برقرار کند. ما باید بدانیم در فضای زندگی اولین عامل تأثیرگذاری که می تواند زندگی را تازه روشن کنیم، حرکت بدهیم همین ارتباط گیری کلامی است.

۱ ـ بیشترین ارتباط به وسیله کلام است.
۲ ـ پر آسیب است.
۳ ـ مؤثر است.

چهارمین نکته: متأسفانه ارتباط کلامی در جامعه ما بین زن و شوهرها آن جور که باید و شاید نیست. ضعیف است. میزان آن کم است. برخی پژوهش ها نشان می دهد که ارتباط کلامی در کلانشهرها و شهرهای بزرگ ما به زیر ۲۰ دقیقه رسیده است. زن و شوهرها خیلی حاضر نیستند با همدیگر ارتباط کلامی برقرار کنند. در شهرهای کوچکتر معدل کشور ما زیر ۲۵ دقیقه است. یک بخشی بر می گردد به گرفتاری ها و کار و مشکلات زندگی. یک بخش آن به گسترش رسانه ها بر می گردد. یک بخش آن هم به نابلدی بر می گردد. یعنی آن چه که بلد نیستیم چه طور ارتباط برقرار کنیم. خیلی مواقع می گوییم آقا چرا با همسرت صحبت نمی کنی؟ می گوید حاج آقا صحبت می کنم دعوایمان می شود. حرف نزنیم بهتر است. امروز وظیفه ما کارشناس ها هست در رسانه این را ریشه یابی و حل کنیم. آیا واقعاً همین اتفاق باید بیفتد یعنی ما خودمان را به این موضوع بسپاریم و بگوییم شد دیگر چه کار کنیم؟ جهان معاصر به این سمت رفته است که زن و شوهرها با هم صحبت نکنند. یا نه حتماً برای این باید یک راهکار، یک راه حلی را برای آن بیرون بیاوریم، ارائه بدهیم. الحمدلله خانواده های ما هم خیلی نسبت به خانه تعصب دارند. دوست دارند مشکل آنها حل شود. یعنی شما وقتی نگاه می کنید می بینید شاید پر سؤال ترین موضوعات و فضاهایی که ما بیرون از خانواده ها می بینیم همان موضوعات تربیت فرزند، خانواده اینها جزء رأس سؤالات است. بنای ما این نیست که در این برنامه فقط مشکل را بیان کنیم. اتفاقاً تأکید ما بر این است که ان شاءالله بیشتر راهکار بدهیم. روش بدهیم. اجازه بدهید همین نکته اخیر را مقدمه چهارم که چرا ارتباط کم است را دو تا دلیل کلی برای آن بیاوریم. ۱ ـ ما جنس مقابل خود را نشناختیم. همسر خود را خوب نشناختیم و این را ما باید باور داشته باشیم که زن و مرد را خداوند با یک ویژگی های متفاوتی خلق کرده است. آنها اگر قرار بود مثل هم باشند خدا یا همه را زن می آفرید یا همه را مرد. همین که زن شد و مرد شد یعنی یک تفاوت هایی بین آنها وجود دارد. گاهی اوقات چون این تفاوت ها را نمی شناسیم نمی دانیم چه طور باید با هم ارتباط برقرار کنیم. مثلاً خانم ها و آقایان می آیند به ما می گویند خانم می گوید من یک چیزی دارم می گویم آقا یک چیز دیگر دارد می شنود یا برعکس. اگر ما جنس مخالف خود نشناسیم این طبیعی است. همین ها یعنی ایجاد سوء تفاهم. که بعد از آن فکر می کنیم ما همدیگر را دوست نداریم، اصلاً اشتباه بود ما با همدیگر ازدواج کردیم. در حالی که این جوری نیست. خانم ها وقتی صحبت می کنند همیشه پیام آنها یک فرا پیام هم دارد. آقایان فقط پیام را دریافت می کنند. لذا این جا باید این مهارت را یاد داد. من همیشه می گویم اگر خانواده قرار بود زن و شوهر یک ازدواجی کنند بروند زیر یک سقفی زندگی خود را شروع کنند گل و گلاب شود ما بیش از هزار روایت در حوزه خانواده نداشتیم. اینها دیگر لازم نبود. هزار روایت کسی که اهل فن باشد می داند یعنی چه. یعنی چندین علم. این همه در حوزه خانواده اهل بیت ورود پیدا کردند همین چیزها را به ما یاد دادند. ما باید اینها را یاد بگیریم، اینها فن است. این اهل بیت در مکتب خود اینها را به ما آموزش دادند. این که می گوییم باید شناخت صورت بگیرد دقیقاً همین است. یعنی این شناخت را ما باید به یک برآیند مشترکی برسیم که بر اساس آن عمل کنیم. اگر نرسیم همین آش و همین کاسه خواهد بود. و روز به روز اختلافات ما در حوزه خانواده بیشتر می شود. پس یک شناخت. نکته دوم مهارت. خود مهارت ارتباط کلام زن و شوهر واقعاً یک مهارتی است که بدانیم چگونه سخن بگوییم که به هم آرامش بدهیم. یک لحظه اجازه بدهید برویم خانه امیرالمؤمین و حضرت فاطمه زهرا ببینیم آن جا در این ارتباط کلامی چه می گذرد. شما ببینید وجود مبارک امیرالمؤمنین و حضرت زهرا چه قدر زیبا همدیگر را خطاب می کردند. هر وقت امیرالمؤمنین می خواست حضرت زهرا را صدا بزنند معمولاً ۳ تا کلیدواژه مهم را به آن توجه می کردند. یکی به اسم کوچک صدا می زد. یک جانم، یک فدایت بشوم. حضرت می فرمودند «یا فاطمه نفسی لک الفداک» فاطمه جان، جان علی به قربان تو. حضرت زهرا در پاسخ می فرمودند «یا علی روحی لک الفداک» علی جان وجود زهرا هم به فدای تو. آغازگری چه زیبا و دلنشین است. این می تواند در محیط خانه اثر بگذارد. اگر بخواهیم یاد کنیم مناسبت ترین الگو امروز برای خانواده الگوی زندگی حضرت زهرا و امیرالمؤمنین سلام الله علیها است. دلیل آن هم این است که این دو بزرگوار هر دو معصوم بودند. رفتارهای آنها، کلمات آنها همه حجت است، چون مصون از خطا هستند. یعنی ما می توانیم با خیال راحت به زندگی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا استناد کنیم. هر چند آنها در قله هستند ولی ما می توانیم در این دامنه حرکت کنیم. بالاخره هر چه قدر به قله خود را نزدیک کنیم بهتر خواهد بود. این دو موضوع را ما باید به آن توجه کنیم. ۱ ـ شناخت ۲ ـ مهارت.

من یک فرازی از آیه پایانی سوره بقره که در زبان ها هم خیلی رایج است لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها. گاهی اوقات برخی این بخش از آیه را به معنای ایستایی می گیرند، که بهانه ای باشد که کارها را انجام ندهند. می گویند این بر ما تکلیف نیست من که نمی توانم آن را انجام ندهم. در حالی که اتفاقاً این به معنای ایستایی نیست. این آیه به معنای حرکت است که بدانیم که خداوند متعال که مخلوق انسان ها است، انسان ها را آفریده است تکالیفی را بر اساس توان آنها بر دوش آنها می گذارد. که مرحوم علامه طباطبایی (ره) در المیزان به همین نکته اشاره می کند که خداوند چون انسان را آفریده است به ابعاد وجودی انسان آگاهی دارد اگر تکلیفی را قرار می دهد بر اساس توانایی انسان است. حالا استثناء دارد. یک موقع یک نفر به خاطر یک بیماری، یک مشکلی، مسافرتی که باز همان جا هم ما می بینیم که خود فریضه دینی و احکام دینی ما و بالاخره ائمه معصومین علیه السلام یک جایی رخصت دادند. پس ما باید پایبند به احکام دین باشیم، پایبند به دستورات الهی باشیم. و این ظرفیت را در خودمان تقویت کنیم. نگوییم که دختر در فلان سن سختش است که روزه بگیرد پس نگیرد. این تکلیف از روی دوش او برداشته شد. نه ظرفیت او را تقویت کنیم. ما در مباحث تربیت این راهکار را می دهیم که دخترهای سن پایین که تازه تکلیف شدند، نه سال قمری، اگر به سن روزه و ماه مبارک رمضان رسیدند چگونه عمل کنند. پس این آیه به معنای حرکت نه ایستایی و امیدوارم ان شاءالله همه ما توفیق داشته باشیم که در مسیر بندگی خداوند متعال تکالیف خود را به خوبی ادا کنیم.

هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 1)

❖❖❖جهت دسترسی به مجموعه مباحث حجت الاسلام تراشیون کلیک کنید❖❖❖

Share