هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 13)

سیزدهمین قسمت از بیانات ارزشمند حجت الاسلام سید علیرضا تراشیون با موضوع «هنر بهتر زیستن»

هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 13)​

در این بخش از ضیاءالصالحین، سیزدهمین قسمت از بیانات ارزشمند حجت الاسلام سید علیرضا تراشیون را با موضوع «هنر بهتر زیستن» به مدت 36 دقیقه با مخاطبان عزیز به اشتراک می گذاریم.

هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 13)

متن بخش سیزدهم سلسله مباحث هنر بهتر زیستن / استاد تراشیون

وجود مبارک امام صادق علیه السلام فرمودند که اگر مرد بخواهد خانواده ی خود و خانه ی خود را مدیریت کند، به سه خصلت نیاز دارد. دو خصلت که معاشرت زیبا و گشاده  دستی سنجیده بود و یک مورد دیگر هم حضرت فرمودند که آن غیرت منطقی و غیرت دینی برای مدیریت خانواده می تواند خیلی راهگشا باشد. ما غیرت را به سه دسته تقسیم می کنیم. ما یک غیرت نسبت به مسائل شرعی و دینی داریم که باید این را محافظت کرد و مراقبت کرد. یک غیرت ناموسی داریم که نسبت به همسر است و نسبت به فرزندان است و یک غیرت هم غیرت ملی داریم یعنی نسبت به آن ملیت خود و کشور و محیطی که انسان در آن زندگی می کند. باید یک سری چیزها را پاس بدارد من جمله این که ما اگر در کلمات حضرت آقا دقت کرده باشیم، می فرمایند که سبک زندگی ایرانی اسلامی است. یعنی وقتی مسئله ی ایران مطرح می شود به این معنا است که ما یک سری آداب و سنن خوبی به خاطر ایرانی بودن خود داریم که باید مراقب باشیم که دستخوش تغییر نشود. سبک زندگی غربی نیاید این ها را هم تغییر بدهد و خود بنده هم وقتی بررسی می کردم، دیدم که اکثر آداب و رسومی که امروز در بین طوایف ما و اقوام ما وجود دارد، آداب و رسوم خیلی خوبی است که بیش تر کمک به حفظ نظام خانواده می کند، به همگرایی بین اقوام یعنی و ویژگی هایی که این چنینی که ما می توانیم از آن یاد کنیم و باید مراقب این ها بود که دستخوش تغییرات نشود. خب این هم یک غیرتی برای محافظت از آن می خواهد اما در غیرت گفتیم که ما دوباره به سه نکته باید توجه کنیم خصوصاً در نسبت با خانواده و نسبت به همسر، یکی نسبت به پوشش و حیای ظاهری همسر است و مرد هم باید مراقبت کند. گاهی اوقات متأسفانه مواردی پیش می آید که برعکس است، خانم می گوید که من می خواهم حیا و حجاب خود را رعایت کنم، همسر من گاهی اوقات می گوید نه. می گوید در فلان مهمانی چرا با آرایش نمی آیی. بیرون می خواهیم برویم چرا این قدر حجاب خود را رعایت می کنی. یک ذره بازتر باش که من یک ذره کنار تو کیف کنم. اتفاقاً غیرت جزء مردانگی یک مرد حساب می شود. وقتی علمای اخلاق وقتی مسئله ی غیرت را مطرح می کنند، می بینند اگر غیرت از مرد فاصله بگیرد، در اصل مردانگی از مرد فاصله می گیرد و دلیل آن هم این است که یک وجه مردانگی همان محافظت از نظام خانواده است. وقتی شما همسر خود را بی قید و لاقید در محیط اجتماع بیاورید و در مرعا و منظر دیگران قرار بدهید، در اصل آدم حس می کند که دارد به نظام خانواده ی خود خلل وارد می کند و آسیب می رساند. یک نکته ی دیگر این است که ما باید خیلی مراقب باشیم که جامعه ی ما به سمت یک نگاه غریزی نرود. یعنی این جا است که یک جامعه آسیب می بیند. انسان در جامعه می خواهد فعالیت های اجتماعی و شغلی داشته باشد، فرهنگی داشته باشد ولی اگر غرایز در این دخیل شد، این نظامات همه به هم می ریزد و این آسیب ها ایجاد می شود. گاهی اوقات آدم می بیند حتی در مراجعاتی که ما داریم، خانم بیان می کند که من می خواهم در یک محیط شغلی بروم ولی حس می کنم که آن جا امنیت ندارم و نمی توانم بروم. می خواهد یک شغلی و یک کاری را داشته باشی ولی آن محیط چون آن نگاه، نگاه غریزی هست احساس ناامنی می کند. لذا ما هر چه جامعه ی خود را بتوانیم به سمت یک جامعه ای ببریم که نگاه های غریزی در آن کم شود و اصلاً آن برداشتی که ما از جامعه داریم، جامعه می گوییم یک بخشی از زندگی یک انسان مؤمن است و قرار است که به انسان رشد بدهد. وقتی ما داریم که مرد برای کسب روزی حلال اگر عبادت ده جز باشد، نه جز آن این است معلوم است که فضای اجتماعی هم فضای رشد است و بندگی است و لذا این را باید مراقب باشیم که آلوده نکنیم که بیاییم ثواب کنیم ولی کباب کنیم و لذا آن جا را باید مراقبت کرد که غریزی نشود. امروز جوان ما می خواهد در جامعه درس بخواند، دانشگاه، دانشگاه است. وقتی بخواهد نقش خود را داشته باشد و اصالت خود را داشته باشد باید مراقب باشد که آن جا فضا، فضای غریزی نشود. اگر شد به همان میزان رشد علمی کم می شود و همان مقدار دغدغه های علمی کاسته می شود. در محیط شغلی اگر همین طور شد و در محیط های تفریحی اگر این شد و اگر آدم می خواهد یک پارکی برود و قدم بزند و آب و هوایی تازه کند و از آن طراوت بهار استفاده کند ولی اگر آن جا فضا غریزی شد، دیگر نه، نگاه تغییر می کند و آن آرامش به هم می خورد و انسان نمی تواند آن بهره و استفاده ای که نیاز حقیقی او هست را ببرد. یک جمله ی دیگری را هم من در کنار این بگویم که این را باید باور داشته باشیم که در گناه اصلاً خیر نیست و در نافرمانی الهی شما نمی توانید خیر پیدا کنید. یعنی این که بگوییم که ما نافرمانی خدا را بکنیم و گناهی بکنیم و معصیتی بکنیم، ممکن است که موقتاً یک روی خوشی را نشان بدهد ولی قطعاً عین آن فرد بیماری است که یک بیماری شدید دارد و یک غذای لذیذی جلوی او می گذارند و ممکن است که قاشق اول و دوم بخورد و یک کیفی بکند ولی بعد وقتی نگاه می کنیم، می بینیم که غذا خیری برای او نداشت و بیماری او را تشدید کرد و سرخ کردنی بود و مشکلاتی داشت و لذا باید بدانید که فضای زندگی عمومی را باید فضا را به سمت یک فضای پاک و امن و ایمن ببریم. امروز حتی نسبت به غرب هم همین است یعنی شما وقتی در جوامع غربی نگاه می کنید، کارشناسان معتقد هستند که اگر غرب فطری تر و پاک تر عمل می کرد قطعاً رشد او خیلی بیش از این بود که الان هست. یعنی هنوز او از همه ی ظرفیت خود استفاده نکرده به دلیل این که درگیر این مسائل غریزی شده است. بخشی از جوامع غربی درگیر شده است. ظرفیت انسان یک ظرفیت محدودی است. یعنی وقتی من فکر خود را معطوف به یک کاری می کنم و تمرکز روی یک کاری پیدا کنم اگر یک عامل مزاحمی بیاید و فکر من را مشغول کند، از این کار وا می مانم. یعنی یک جوان وقتی در یک فضای دانشگاه برود و بخواهد درس بخواند و چه دختر و چه پسر با یک ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی مواجه شود، به همان میزان فکر و ذهن او را درگیر می کند و دقیقاً ما این را در دانشگاه خیلی می دیدیم. جوان دانشجو می گوید که ما آمدیم درس بخوانیم ولی همه فکر و ذهن من را فلان موضوع درگیر به خود کرده است و گاهی اوقات هم عذاب وجدان می گیرد و گاهی اوقات حس می کند که حرکت او را دارد کند می کند و لذا وقتی مرد غیرت خود را بروز می دهد و وقتی مردانگی خود را بروز می دهد، در اصل دارد کمک می کند که همه جامعه سالم باشد و هم خانواده و هر کسی به وظایف خود عمل کند و در آن مسیر حرکت کند. البته من این را بگویم که یکی از ویژگی های زیبای اسلام این است که با غرایز مخالف نیست. می گوید غریزه باید در خدمت فطرت باشد و لذا برای آن راهکار دارد یعنی شما می بینید که همین نگاه به نامحرم که شما می بینید که این قدر می بینید که عقوباتی را برای آن در نظر گرفتند ولی همین نگاه وقتی از روی محبت همسر می افتد. در روایتی داریم که وجود مبارک نبی مکرم اسلام فرمودند که وقتی مرد نگاه محبت آمیز به همسر خود می اندازد و زن در پاسخ، نگاه محبت آمیز به شوهر خود می اندازد، نگاه سوم، نگاه خدا است که از روی رحمت و محبت به این زوج می اندازد. یعنی وقتی در مسیر خود قرار می گیرد این نیاز در آن دریچه ی ورودی اصلی خود قرار می گیرد به انسان رشد هم می دهد و انسان از آن هم حظ دنیایی می برد و هم بهره ی آخرتی از آن می برد و چه خوب است که این اتفاق بیفتد و ما بدانیم که وقتی مسئله ی حجاب مطرح می شود، تنها دلیل آن این است و اتفاقاً باز این را هم ما در میان بانوان می بینیم که گاهی اوقات برای آن ها آزار دهنده است که وقتی وارد جامعه می شوند حس می کنند نگاهی که به آن ها می شود نگاه انسانی نیست و نگاه غریزی است. یعنی حتی جالب این است که در محیط خانواده هم روابط بین زوجین هم همین است و اگر زن حس کند که مرد او فقط نگاه غریزی به همسر خود دارد، خانم اذیت می شود و آزار می بیند و دوست دارد که فراتر از آن باشد. در روایت داریم که از سر محبت و عشق و علاقه نگاه به همدیگر بیندازید.

بخش دوم بحث ارتباط محرم و نامحرم بود و مراودات آن ها بود و در اصل باید در حد ضرورت باشد و این ضرورت را هم باید در محیط های مختلف متفاوت باشد، رعایت کنیم و بیش از آن باز در آن خیر نیست و آسیب هایی را ممکن است که به جامعه بار کند و به خانواده بار کند. بدبینی هایی را ایجاد کند. ما در روایاتی از امام جواد علیه السلام داریم که برخی از آقایان و خانم ها می آیند و می گویند که شوهر ما به ما بدبین است. بدبینی خیلی بد است و نباید این اتفاق بیفتد ولی ما هم باید خیلی مراقب باشیم که بستر بدبینی را ایجاد نکنیم. امام جواد فرمودند که بالاخره این هم باشد که خود شما هم نباید خود را در معرض اتهام و تهمت قرار ندهید یا حتی ایجاد شود. یک موقعی من مرد گوشی موبایل در اختیار من است و من روی آن کد می گذارم. خانم من به من می گوید که این کد را به من بده ولی نمی دهم. خب همین این ممکن است که یک بذر بدبینی را در دل همسر خود قرار بدهم.

ما یک سری فرهنگ های غلطی را که تمام جوانب آن را نمی سنجیم داریم به خانواده های خود تزریق می کنیم. مثلاً می گوییم که تلفن همراه مثل مسواک شخصی است و همین طور که تو به مسواک من دست نمی زنی نباید به موبایل من دست بزنی. اصلاً این یک تشبیه غیر منطقی و غیر معقول خصوصاً در نظام خانواده است. اعتقاد بنده این است که مرد وقتی وارد محیط خانواده می شود باید موبایل او جایی باشد که همه ی اعضای خانواده به آن دسترسی داشته باشند. نه این که بچه بگیرد و ببرد ساعت ها بازی کند این هم یک آسیب است ولی این که من واهمه داشته باشم و یک چیزی در این موبایل من باشد و یک پیامی باشد و یک نکته ای باشد و یک تصویری باید که نخواهم کسی ببیند. بعد خود این که این نگاه شکل بگیرد که من در دسترس قرار می دهم به من هم کمک می کند که من هم مراقبت از خود و این سیستمی که دست من هست را بیش تر کند و به سراغ هر چیزی نرویم. من گاهی اوقات در مشاوره ها با این مواجه بودم که به آقا می گفتم چرا موبایل تو کد دارد، می گفت که رفقای ما جوک های بد می فرستند و این بد است که زن و بچه بخوانند. گفتم که برای خود تو مگر خوب است که بخوانی. اگر بد است که برای تو هم بد است و فرقی نمی کند. همین طور که برای زن و بچه ی تو بد است برای تو هم بد است و اگر فرستاد فوری آن را پاک کن. نه این که نگاه داری و برای چند نفر ارسال کنی. یعنی این نگاه را باید ببینیم. خانم می آید حالا شما این تصور را داشته باشید، می گوید این آقای ما این موبایل خود را هر جایی می رود با خود می برد. حتی گلاب به روی شما در توالت هم می رود با خود می برد و نمی گذارد که ما دست به آن بزنیم. خب حالا این خانم حق ندارد که بدبین شود یا باید خیلی خود ساخته باشد و حمل به صحت کند که این خیلی سخت است و این جور افراد نادر پیدا می شوند یا نه، من باید رفتار خود را اصلاح کنم و سبک زندگی خود را اصلاح کنم. خانم هم همین طور است. خانم گاهی اوقات می گوید که موبایل من کد دارد که عکس نامحرم دارم. خب اصلاً برای چه داری. اصلاً درست است که ما این عکس ها را در گوشی خود ذخیره کنیم که حالا فردا دست آدم نابابی افتاد که آن ها هم بلد هستند که چه طور از این رمزها عبور کنند. صحیح نیست یعنی بدانیم که اصل نظام خانواده خیلی مهم است و این یک تعبیری است که می خواهم برای خانواده های محترم به کار ببرم.

ما اصلاً روی تجسس مهر تأیید نمی زنیم و درست هم نیست. اگر دقت کنید که تعبیر من این بود که گفتم که مرد باید موبایل خود را جایی بگذارد که در دسترس همه باشد. یعنی حتی اگر یک موقع زن حالا من نمی خواهم این را بگویم درست است و نباید این اتفاق بیفتد و مرد نباید سراغ موبایل همسر خود برود ولو کد ندارد و نه زن. حالا یک موقعی خانم رفت، واقعاً بتواند برود ولی اصل تجسس نه. اجازه باید بگیرد. حالا ما مباحثی هم در این زمینه داریم که حتی فرزندان بالغ داریم که شاید نشود خیلی راجع به آن صحبت کرد و باید در جلسات تخصصی که فقط پدران و مادران می شنوند بگوییم. یک نکاتی هست که ما نباید تجسس کنیم ولی من یک گام می خواهم بالاتر ببرم. من باید اذن استفاده را بدهم و به خانم خود بگویم که شما هر وقت خواستید، سر موبایل من برو و خانم هم بگوید که شما هم هر وقت خواستید برو که این اطمینان حاصل شود و آن سوء ظن شکل نگیرد.

آن نکته ای که می خواستم عرض کنم و نکته ی مهمی هم هست این است که شاید یکی از مهم ترین وظایف امروز ما این است که نظام خانواده را حفظ کنیم. اتفاقاً نظام خانواده یعنی آن زوجیت یعنی ارتباط بین زن و مرد و هر کاری که برای رشد این دو شود به نظر من عبادت است و هر چه برای استحکام این ها ما برداریم عبادت است و خود ما هم باید اهمیت بدهیم. یعنی باید اولویت زن و مرد خود آن ها باشند. نمی گوییم این خودخواهانه است. شاید بگویید که حاج آقا این خودخواهانه نیست که اولویت من زن من باشد و خانم بگوید که اولویت من شوهر من باشد، می گوییم این خودخواهی نیست و اگر این نگاه را داشتید حلقه های بعدی هم خوب شکل می گیرد. یعنی شما بروید تجربه کنید و ببینید در این فضاهای عمومی و افرادی که آدم می شناسد، این زوج هایی که با هم خوب هستند، به طبع آن ها هم فرزندان آن ها هم دارند خوب تربیت می شوند و به تبع آن ها ارتباطات فامیلی بهتر دارد شکل می گیرد و ارتباط با پدر و مادرها دارد بهتر شکل می گیرد ولی یک موقع نه ما به هم می ریزیم و به تبع آن فرزند دارد آسیب می بیند. یک ضرب المثلی است که عرب ها دارند که می گویند که از پدر پیاز و مادر سیر میوه ی خوشبو بیرون می آید. یعنی زن و شوهری که مدام خود دعوا دارند، نباید انتظار داشته باشیم که بچه های خوبی تربیت کنند. اصلاً مقدمات آن فراهم نیست یعنی ما اگر بخواهیم یک نسل خوبی را تربیت کنیم، اول باید مشکلات بین خود را حل کنیم و اولویت را باید خود ما قرار دهیم. خدا مرحوم آقا مجتبی تهرانی را رحمت کند، یک ماه رمضانی بحثی تحت عنوان این داشتند که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. می گفتند من این را قبول دارم. یعنی قرآن هم همین را می گوید یعنی الان اگر از خانواده ی خود مراقبت نکنم آسیب می بیند. حالا من سراغ فلانی بروم که او آسیب نبیند، نه اولویت خود را اول این قرار بده و به او هم برس. اتفاقاً من می گویم که خدا برکت می دهد که آن جا هم بهتر بتوانی اقدام کنی تا این که ببینم که زن و بچه ی من رو به فنا هستند و دارند نابود می شوند و تو حالا بگویی که رفیق من اسباب کشی دارد که من به کمک او بروم و اسباب کشی کنم. حالا می خواهم بروم کار خیر انجام بدهم، نه اول این را مراقبت کن و اتفاقاً خدا به تو برکت می دهد که آن کارها را هم می توانی انجام بدهی. من یک بحثی که برخی از اوقات با برخی افراد خیرخواه و خیری که ارتباط در این سالیان داشتیم، وجه مشترک آن ها این است که در نظامات خانواده ی خود خیلی آدم های موفقی هستند. شده است که خیلی آدم خیری بوده است و من پای صحبت خانواده ی او نشستم، چه قدر از آن آقا راضی، یعنی این توجه را داشته و خدا به او برکت در آن زمینه هم داده و به او کمک کرده ولی اگر نه همه ی حواس من به سمت خواهر من رفت و داداش من رفت و زن و بچه ی خود را رها کردم و بعد نه به آن ها خوب می توانم برسم و نه به این ها می توانم خوب برسم. باید نظام خانواده را به عنوان یک هسته ی مرکزی به آن  توجه کرد. مثلاً خانم می بیند که شوهر او خوشش نمی آید که با فلان نامحرم صحبت کنی و بگویی و بخندی و شوخی کنی، اصل آن که خوب نیست و شوهر تو خوشش نمی آید، خب لجبازی نکن و او را کنار بگذار و بگو این رفتار را دیگر نمی کنم و در رفتار خود تسری نمی دهم و این را به عنوان یک اصل باید به آن توجه داشته باشیم. خانم گاهی وقت ها ناراحت می گوید که آقای ما با یکی از خانم های فامیل می گوید و می خندد و اعصاب من خورد است و شب و روز من قاطی شده است، به او می گویم که این کار را نکن. به او می گویم که تو حساس هستی و تو برو خود را درمان کن. این غلط است. خب تو یک قدم عقب بیا و بعد می گوید که منظور من این نیست و واقعاً هم ممکن است که منظوری نداشته باشد. از این رفتار، همسر تو دارد آزار می بیند و دارد اذیت می شود، خب آن را کنار بگذار. من کاری هم ندارم که گناه است و مباح است ولی همین که می بینی دارد اذیت می شود این کار را نکن. می گوید که تو خود را برو اصلاح کن ولی نمی شود بعضی از ویژگی ها را تغییر داد. برخی ممکن است که حساسیت های ذاتی دارند. من باید هوای همسر خود را داشته باشد و هوای بچه ی خود را داشته باشم و توجه کنم و مدیریت مرد نسبت به خانواده همین است.

خب اما یک بخش سومی بود که امروز می خواستیم توضیح بدهیم و مقدمه ی آن هم خیلی طولانی شد. بحث مدیریت رسانه ها در محیط زندگی است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم امروز رسانه ها دارند روی رفتارهای ما و منش ما و سبک زندگی ما اثر می گذارند. یکی از کارکردهای رسانه ها این است که اندیشه ی خود و فکر خود را به مخاطب خود انتقال می دهند و سیاه سفید هم دارد. یک بخش سفید هم دارد که فاخر و خوب و دانشگاه دارد انتقال می دهد و رشد دهنده است و وقتی رسانه ها را نگاه می کنیم، می بینیم که بخش منفی هم دارد. یعنی ما امروز کتاب بسیار خوب داریم و کتاب بسیار مضر هم داریم. یعنی باید دید و این ها را باید یک مقداری مراقبت کنیم. این که من یک اشاره ای در هفته ی گذشته کردم که گرایش آقا به ماهواره که به او می گوییم چرا ماهواره را در خانه می آوری، می گوید که من تفریح ندارم و می خواهم یک تفریحی داشته باشم. خانمی گله مند بود و می گفت همسر من رفته است ماهواره خریده است به او می گویم چرا؟ می گوید مسابقات جام جهانی است و آقا می گوید این ها مستقیم پخش می کنند و به من هم در جلسه گفت که من می خواهم مستقیم ببینم. گفتم خب رسانه ی خود ما هم پخش می کند، گفت نه این ها چند ثانیه با تأخیر پخش می کنند. گفتم حالا این چند ثانیه که با تأخیر پخش می کنند این ها می خواهند مستطیل سبز را به شما نشان بدهند و یک موقع حواشی نامناسب بالاخره این یک دقتی بشود و دقت نظری روی آن بشود و یعنی اگر هم این می شود برای این تدبیری است که اندیشیده می شود. گاهی اوقات ما با یک استدلالات این چنینی می آوریم. بالاخره کسی که خدمتگزار خانواده ها در عرصه ی تربیت سالیان سال بوده است، من شنیدم در خانه ای که ماهواره باشد ما در تربیت بچه های خود خیر نمی بینیم. واقعاً نمی توانیم تربیت کنیم. دلیل آن این است که بالاخره رسانه پر قدرت است و جذاب است و بعد می بینیم که چهره به چهره هم دارد اثر می گذارد و برخی آمار و پژوهش ها نشان می دهد که امروز گاهی اوقات سبد ما از رسانه ها و برنامه ی کودکان و نوجوانان بالای پنج ساعت در شبانه روز است. خب خیلی رقم بالایی است یعنی چهره به چهره نشسته است و دارد روی بچه ی ما اثر می گذارد و بعد تمام کانال ها فعال است، تمام کانال های مهم یادگیری توسط آن ها فعال است. مهم ترین کانال یادگیری چشم است که شصت و هفت درصد یادگیری از طریق دیدن اتفاق می افتد. خب این مهم ترین کانال او الان فعال است. حالا من سؤال می کنم که کدام مادری الان پنج ساعت چهره به چهره مقابل فرزند خود می نشیند و کار تربیتی می کند. خب ما به آن رسانه می سپاریم یعنی ما اگر غربال نکنیم، ندانیم که چه کار باید بکنیم بچه ی ما می رود یعنی همه ی زحمات آن را ما داریم می کشیم و شبانه روز وقت می گذاریم و بعد تحت مدیریت تربیتی یکی دیگر دارد انجام می شود و ای کاش مدیریت تربیتی بود. یعنی این نیست که ما فکر کنیم که آن ها لزوماً نگاه تربیتی دارد. خیلی وقت ها صرفاً سرگرمی است. در خوشبینانه ترین حالت آن سرگرمی است. وقتی بچه ی خود را می گذاریم و همسر خود را پای این می گذاریم و گاهی اوقات خود ما تحت تأثیر قرار می گیریم. آقا در جلسه ی مشاوره آمده است و می گوید که حاج آقا این خانم من میز غذا را خوب نمی چیند. می گویم خب انتظاری داری. می گوید در این فیلم ها ماشاءالله خانم های آن ها چه قدر خانم هستند. بعد به او می گویم که خود تو داری می گویی این ها در فیلم است. این اصلاً خود آن خانم نمی چیند و بالاخره آن ها دکوراتور دارند و کسانی هستند که این ها را آماده می کنند و این فقط می آید و می نشیند و به نام او تمام می شود و تو آن وقت داری زن خود را مقایسه با این می کنی و بعد هم بلند می شوی و به مشاوره می آیی و گله مند هم از همسر خود هستی که بلد نیست این کار را بکند و این طور میز غذا را بچیند. این گاهی اوقات توقع را بالا می برد. حالا گاهی اوقات این از این جنس است و گاهی اوقات توقعات رفتاری است. ما نمونه داشتیم که آقا در جلسه ی مشاوره می آید و گله مند است که خانم من در خانه به خود نمی رسد. خانم هم نشسته است و دارد حرف آقا را می شنود. بعد چه می گوید، می گوید که حاج آقا این آقای ما رفته است یک ماهواره خریده است و در خانه گذاشته است و نمی دانید چه دارد می بیند. خانم هایی را می بیند که روی هر عضو آن ها یکی کار کرده است و انتظار دارد که من مثل این ها شوم. خب نمی توانم و خود را دیگر رها کردم. خب ببین سطح توقعات را بالا می بریم ولی بعضی وقت ها خانم ها در این بازی ها می افتند و در این بازی ها قرار می گیرند و از آن ور خود را رها می کنند. حالا این خانم می گوید که من خود را رها کردم و گفتم که من همین هستم که هستم و دیگر بهتر از این نمی شوم. یکی هم دست و پا می زند که خود را شبیه کند. تمام زیبایی های خود را الان برای شوهر خود بیایم و نشان بدهم، نه الگو دارد می گیرد و می بیند که این خانم وقتی در مهمانی هم می رود دارد به خود می رسد. در پارتی شبانه هم می رود دارد به خود می رسد. بعد این می شود که یک مرتبه می بینیم که یک مسیری شکل می گیرد که این دیگر نمی توانیم این مسیر را کنترل کنیم. واقعاً برخی چیزها را نمی شود رسانه ای گفت که آسیب هایی که دارد خانواده از قبل ماهواره  و فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می بیند و آسیب های جدی و عمیقی هم هست. آن وقت ما چند تا مأموریت داریم. اول به نظر من مأموریت برای رسانه ی خود ما که باید خیلی مراقبت کنیم یعنی بدانیم که اگر ما الان یک فیلم و یک سریالی نشان می دهیم در اصل باید بدانیم که ما داریم یک الگویی را انتقال می دهیم. من به عنوان تهیه کننده بگویم که نه من فقط می خواهم سرگرمی نشان بدهم. بابا با گفتن تو که این حل نمی شود. جامعه دارد الگو می گیرد از این برنامه ای که تو داری می سازی. اصلاً این در اختیار ما نیست و تمام پارامترهای یادگیری دارد نشان می دهد که وقتی شما یک فیلم و سریالی را می سازید، دارید روی مخاطب شما اثر می گذارد و یک عده از آن الگو می گیرند. یک وقت یکی از فرماندهان نیروی انتظامی فرمودند که برخی از فیلم ها و سریال هایی که تلویزیون نشان می دهد که جنبه های هنجار شکنانه دارد، می گفت که ما به عینه بعد از آن در جامعه می بینیم که این هنجار دارد گسترش پیدا می کند. دقیقاً می بینیم که فلان نوع سرقت فردا آن مدل در جامعه بیش تر می شود و اثر روی جامعه ی ما می گذارد و لذا ما مسئول هستیم.

نکته ی دوم این است که سالیانی است که من دارم می گویم که حداقل ما فیلم هایی که برای کودکان و برنامه هایی که برای کودکان و فیلم هایی که برای خانواده ها می سازیم، حتماً باید در کنار آن ما یک کارشناس خانواده و تربیت باشد. یعنی اگر نباشد دچار آسیب می شویم و این لازم است و من همیشه می گویم که تربیت این جا مظلومیت خود را نشان می دهد. شما نیروی انتظامی نمی پذیرد و می گوید که شما اگر می خواهید یک صحنه ی پلیسی داشته باشید باید حتماً کارشناس ما باید بیاید و نظر بدهد و قوه ی قضائیه نمی پذیرد. نهادهای امنیتی نمی پذیرند ولی این جا متأسفانه تربیت و خانواده مظلوم هستند. ما هر جوری می آییم نشان می دهیم بدون این که به آسیب های آن دقت کنیم. نقطه ی دوم کسانی که بالاخره مدیریت های کلان شبکه های ارتباطی در اختیار آن ها است. یعنی ما نباید این را لزوماً بگوییم و یکی از مسئولیت های حاکمیت این است که باید برخی چیزها را مدیریت کند و مردم گاهی اوقات اعتماد می کنند. یعنی ما وقتی فلان شبکه ی اجتماعی را آزادانه دسترسی را در اختیار می گذاریم، مردم می بینند که خب بالاخره حاکمیت این کار را کرد و این مسئول و این وزیر این کار را کرده است و ما نمی توانیم بگوییم که حالا خود شما بروید تشخیص بدهید که خوب و بد چه طور است. مردم می توانند تشخیص بدهند ولی یک جوانی و یک نوجوانی که هنوز در غرق غرایز است و هنوز احتیاج به مراقبت دارد و مدیریت تربیتی دارد، او چه طور است و او را ما باید چه طور مراقبت کنیم.

مراقبت، نظارت و این که ما چه خوراکی می دهیم. بله این ها همه محدودیت هایی است که ایجاد می کند. ما نباید فکر کنیم که یک نوجوان و جوانی که در دوره ی تربیت پذیری او است، ما می توانیم بگوییم که او را در دهان شیر بفرستیم و حالا بگوییم که سالم بیرون بیا. بدون این که هنوز توانمندی های او را بالا ببریم. من یک سؤالی بپرسم و این سؤال خیلی کمک می کند. بلوغ زود هنگام خوب است یا بد است؟ می گویند خوب نیست. دلیل این که بلوغ زود هنگام خوب نیست این است که ببینید بلوغ را چه چیزی باید مدیریت کند؟ عقل. بلوغ زودتر رشد کند و عقل عقب بیفتد، این آسیب می رساند. دیگر این را نمی شود مدیریت کرد. باید این ها با هم رشد کنند. بلوغ باید وقتی اتفاق بیفتد که بلوغ عقلی هم اتفاق بیفتد که این را بتواند کنترل و مدیریت کند. الان بلوغ زود هنگام در جامعه ی ما خیلی بین دخترها و پسرهای ما خیلی اتفاق می افتد. دلیل آن هم این است که این ها در معرض رسانه هایی دارند قرار می گیرند که محتوایی دارد به آن ها منتقل می شود که محتوا مناسب آن سن نیست و این جا است که ما می گوییم که باید سطح آگاهی خانواده ها اولاً بالا بیاید. چون اولاً وقتی آدم نگاه می کند می بیند که برخی ها ظاهراً نمی خواهند این را بفهمند و بشنوند. آن هایی که دست آن ها است و باید مدیریت کنند. لذا آدم باید دست به دامن خود خانواده ها شود و بگوییم ما باید یک مقدار دقت کنیم. مدیریت کنیم و راهکار هم وجود دارد. مثلاً امروز وقتی ما آموزش ها را در فضای مجازی بردیم، ببینید این که حالا من مادر خیال من راحت باشد که آموزش و پرورش در فضای مجازی است و برای بچه ی خود موبایل بخرم و ای دی اس ال هم در خانه و همه چیز در اختیار او بگذارم و خیال من راحت باشد که این دارد درس خود را می خواند. نه، این اصلاً به نظر من گاهی اوقات سهل  انگاری جدی است. یعنی اگر من برای آن برنامه نداشته باشم، بچه ی من از دست می رود و وقتی هم از دست رفت، مزه ی یک سری چیزها زیر دندان او رفت، دیگر نمی توانم او را دور کنم. این جا است که ما می گوییم این غیرت مردانه یعنی این. یعنی تو این ها را مراقب باش و وظیفه ی تو نیست که یک موبایل بخری و به دست بچه ی خود بدهی و یک تبلت و آی پت و کامپیوتر در اختیار او قرار بدهی. وظیفه ی تو این است که غیرت آن است که وقتی این ابزار را در اختیار او دادی، از آن حریم الهی هم محافظت کنی و مراقب باشی که بچه ی تو آلوده نشود و دچار گناه نشود.

یک نوع مدیریت دینی و مدیریت الهی و مدیریت بر سلامت فکر و سلامت باورهای اعتقادی فرزندان ما و خانواده ی ما و خود ما هم باید به طریق اولی این ها را مراقبت کنیم. یعنی من پدر اگر می گویم که پسر من فلان چیز بد است، من باید اول خود اهل عمل باشم و بد را بد بدانم. اگر می گویم روی موبایل نباید رمز بگذاری، اول باید خود من نگذارم. اگر می گویم که فلان برنامه خوب نیست باید اول خود من دقت کنم.

حالا من یک خاطره ای را عرض کنم. من این را شنیدم و نمی دانم که واقعیت دارد یا نه ولی بالاخره سرگذشت خوبی است و پند آموز است. یک پسر جوانی می گوید که من اهل مطالعه شدم به خاطر این که پدر من اهل مطالعه بود. یعنی می دیدم که مدام پدر من کتاب دست خود می گیرد و من هم به کتاب دست گرفتن پدر خود کتاب دست می گرفتم و مطالعه می کردم و اهل مطالعه شدم. تا به سنین دبیرستان و اوایل دانشجویی رسیدم. یک روز دیدم که پدر من کتابی که دست خود گرفته است، وارونه است. سر و ته دست گرفته است. بعد به پدر خود گفتم که چرا کتاب را سر و ته گرفتی. گفت ببخشید حالا که بزرگ شدی می خواهم یک چیزی را به تو بگویم. من سواد خواندن ندارم برای این که تو اهل مطالعه شوی، هر روز کتاب دست خود می گیرم. یعنی عمل به آن چیزی می کردم که بلد بودم. امروز پدر باید این جوری در محیط خانه باشد و دغدغه داشته باشد. یعنی اگر به بچه ی خود می گوید نه، اول خود او عمل کند. اگر می گوید اهل مطالعه باش ولو سواد هم ندارد خود او این گونه بیاید پای کتاب بنشیند که بچه ی او اهل مطالعه شود.

هنر بهتر زیستن - استاد تراشیون (بخش 13)

❖❖❖ جهت دسترسی به سایر قسمتهای سلسله مباحث «هنر بهتر زیستن» حجت الاسلام تراشیون کلیک کنید ❖❖❖

Share